جمال الدين محمد الخوانساري

160

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )

هر كه داخل شود در مواضع بدى متهم گردد ، غرض منع از مصاحبت وآميزش با بدانست وداخل شدن در جاهائى كه بدى ومنكري كرده شود هر چند أو بد نباشد وشريك نشود در كردن آن بدى ، زيرا كه مجرّد اختلاط با بدان وداخل شدن در آن جاها سبب اين مىشود كه مردم أو را نيز تهمت زنند ببدى وكردن آن بد ، واحتراز از تهمت بقدر مقدور امريست مرغوب شرعا وعقلا . 7779 من كثر الحاحه حرم . هر كه بسيار باشد الحاح وابرام أو محروم ماند ، مراد منع از الحاح وابرامست در سؤال وهر حاجتي كه نزد كسى برده شود واين كه آن سبب محرومى مىگردد از آن چنانكه بتجربهء أحوال خود وساير مردم معلوم مىشود كه سماجت وابرام در هر مطلبي كه كسى بكند خوش نمىآيد وباعث اين مىشود كه آدمي متوجّه انجاح مطلب أو نگردد . 7780 من كثر مقاله سئم « 1 » . هر كه بسيار شود سخن أو ناخوش داشته شود ، يعنى مردم أو را ناخوش دارند وملول شوند از أو . 7781 من اصلح نفسه ملكها . هر كه اصلاح كند نفس خود را مالك شود أو را ، يعنى أو را در فرمان خود در آورد يا اين كه آن بمنزلهء ملكي گردد از براي أو كه از آن نفع برد ، واگر اصلاح نكند آن را وواگذارد بخود وخواهش خود هلاك كند ومالك چيزى نباشد چنانكه فرموده : 7782 من اهمل نفسه اهلكها . هر كه واگذارد نفس خود را هلاك گرداند آن را .

--> ( 1 ) « سئم » باعتبار « سئم منه » معنى شده است زيرا آن لازم است .